الشيخ محمد تقي بهجت

12

جامع المسائل ( فارسي )

براى قطع به اين كه خارجْ همان است كه از مردان خارج مىشود از حيث منشأ و صفات و غايت و آثار عرفيّه تكوينيّه و شرعيّه ؛ پس اگر به غير عادت طفل چهار ساله مثلًا همه چيز او به غير معتاد رشد و نمو غير معتاد داشت ، قطعاً بلوغ او متناسب با سائر احوال و صفات او است ، و خروج منى از او بنحو مناسب كاشفيت از بلوغ مناسب با امور غير متعارفهء او است ، و تكليف او همچنين است . سن بلوغ و چنانچه اشاره شد سن صبىّ كه به آن محكوم به بلوغ و احكام تكليفيه و وضعيّه مىشود و قبل از آن محكوم به استصحاب جارى در حق مكلَّفين است اكمال « پانزده سال هلالى » است ، چنانچه مروى و مشهور است ؛ و به واسطهء شهرت ، روايات آن ترجيح بر روايات مخالفه دارند . و همچنين سن صبيّه براى اماريّت بلوغ او اكمالِ نُه سال هلالى است ، چنانچه معظم بر آن است . و اظهر اين است كه اماره ، تكميل پانزده ( 15 ) و نه ( 9 ) سال است به تحقيق ؛ پس قبل از آن اگر به لحظه اى باشد ، مورد استصحاب است براى اجرا كننده . و احكام بلوغ از تكليفيّه و وضعيّه در انواع عبادات و ولايات و معاملات ، اختلافى ندارند در اين كه قبل از بلوغ ، حجر ثابت است و بعد از آن مرتفع است . در صورت تماميّت ماه اوّل ، اكمال به ثلاثين از سال شانزدهم مرد و دهم زن معلوم است . و در صورت نقصان آيا تكميل به ثلاثين است يا به قدر فائت از ماه اوّل كه موافق نهم مثلًا تا نهم است ؟ دو احتمال است ، و تفصيل به تلفيق به ثلاثين در صورت شك در تمام و نقص به استصحاب و الحاق به غالب مثل صورت تمام يقينى و به قدر فائت در صورت علم به نقصان ، خالى از رجحان نيست ؛ لكن در صورت اخيره ، احتياط مناسب ترك نشود . آيا خنثاى مشكل ، ملحق است در بلوغ به سن به ذكر يا انثى ؟ اقرب و مقتضاى